تبليغاتX
معنا


معنا


نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 9:18 توسط بی نام| |

الله

زنده بودن را به بيداري بگذرانيم

كه سالها به اجبار خواهيم خفت

انسان ها به چهار گروه زیر دسته بندی مي شوند:

دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

دكتر علي شريعتي

نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 16:48 توسط بی نام| |

خدایا

میدونم تو بهترین راهنمایی برام

و میدونم که تو تموم راه ها رو درست کردی

خدایا

عاجزانه از تو خواهانم که تمام راه های زندگیم را به خودت ختم کنی

و هادیو  راهنمایم در تمام نفسهایم باشی

تا به غیرتو نرسم...

نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 9:52 توسط بی نام| |

الله

هر کجا هستم باشممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

خدا مال من است

در وجودم است

در دیدگانم و در لحظه لحظه ی نفس کشیدنم

مرا در اغوش میگیرد و مرا میفشارد...

اسمان مال تو...

زمین مال تو...

همه چیز مال تو ...

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:48 توسط بی نام| |

خدایا


دانشی عطا کن تا بشناسم انچرا که تو میخواهی بشناسم

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:5 توسط بی نام| |

الله

همیشه برای خراب کردن فرصت زیاده ولی برای درست کردن چی...

ببین یک دیوار رو چقدر طول میکشه خراب کنی و برای درست کردنش چی؟...


نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:4 توسط بی نام| |

 الله


یارب مباد کز پا جانان من بیفتد

درد وبلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست

درد آن بود که از پا درمان من بیفتد

یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست

دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد

ما هم به انتقام ظلمی که کرده با من

ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد

از گوهر مرادم چشم امید بسته است

این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان

گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا

گر آن پری بدستش دیوان من بیفتد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 8:50 توسط بی نام| |

خدایا

بگیر تمام چیزهای که به وجودم تعلق ندارند

و افزون کن تمام چیزهای که تو برایم صلاح میدانی...


خدایا

از تو عاجزانه میخوام که اجازه ندی تعلقاتم حکم فرمان سرزومین

وجودم شوند و از تو عاجزانه میخوام که عجزهامو در برابرم نمایان کنی...


خدایا

هیچ ارامشی ماندگار تر از ارامش در حضور تو نیست

دلم را در مقابلت حضور بخش...

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:15 توسط بی نام| |

خدایا

شایسته نیست که جز تو بخواهم

خواسته هایم را جزخود قرار مده..


خدایا

میدانم که نمیدانم ...

این عجز مرا روشن تر از تاریکیهای وجودم کن...

ودانشی عطا کن که هر روز به عجزها وناتوانی هایم

پی ببرم و هر چه بیشتر با این عجزها به تو نزدیک تر شوم...


نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 12:5 توسط بی نام| |

خدایا

دیدگانم باز به حقایقی کن که تو میخواهی

و ببند بر چیزهای که دیدن انها نا پسند است...

خدایا

سروپا شورو حالم کن  هر روز تشنه تر از روز قبل

و هر لحظه بی قرار تر از لحظه ی قبل تا مشتاق تر

و بی پروا تر به سوی تو حرکت کنم...


خدایا

کمکم کن تا تمام دانستها یم را به عمل تبدیل کنم


نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 8:58 توسط بی نام| |


Design By : Night Skin