معنا
خدایا! هدایتم کن! زیرا میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد ،تو اورا خراب کردی ; خدایا !... به هرکه و به هرچه دل بستم ،دلم را شکستی و عشق هرکسی را که به دل گرفتم،قرار ازمن گرفتی.... تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیر و امیدی نداشته باشم تو اینچنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز به تو به چیزی یا به کسی امید نبندم.... خدایا !تو را بر همه این نعمت ها شکر می کنم. منبع:http://bazchamran.blogfa.com/cat-3.aspx شیعه علی شدن... خدایا به آسمان بلندت سوگند،به عشق سوگند،به شهادت سوگند،به علی سوگند،به حسین سوگند........ که من عاشق زیباییم و چه زیباست همدرد علی شدن و زجر کشیدن ... چه زیباست در کنار نخلستانهای بلند در نیمه های شب ،سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای اسمان سخن گفتن ... و شیعه تمام عیار علی شدن. اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري (دكتر شريعتي) خنده داره این طور نیست ؟ دارید می خندید؟ دارید فکر می کنید؟ این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید واز خداوند سپاسگزار باشید که او خدایی دوست داشتنی است . آیا این خنده دار نیست که می خواهید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارن این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنیم دیگران اعتقادشون ازما ضعیف تره منبع:http://60moj.blogfa.com/ امام حسن مجتبی علیه السلام تعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند . / بحار الانوار جلد 1 صفحه 21۸ نگاهی به دلم بینداز... اوج نیاز را میتوتنی درونش ببینی... با تو هستم...مرا میبینی؟؟؟ آه به تمنای گوشچشمی ازتو شب و روز زیر آسمان آبی و سیاه انتظار میکشم... شاید که دل رحمی کنی.... میخواهمت با تمام وجود ای آرامش جان... خدایا قرار ده نفس مرا آرام به تقدیرت و خوشنود به قضایت و حریص به ذكر و دعایت و دوستدار برگزیدگان دوستانت و محبوب در زمین و آسمانت و شكیبا در مورد نزول بلایت و سپاسگزار در برابر نعمتهاى فزونت و متذكر عطایاى فراوانت مشتاق به شاد گشتن دیدارت توشه گیر پرهیزكارى راى روز پاداشت پیروى كننده روشهاى دوستانت دورى گزیننده اخلاق دشمنانت سرگرم از دنیا به ستایش و ثنایت خدایا براستى دلهاى فروتنان درگاهت بسوى تو حیران است و راههاى مشتاقان به جانب تو باز است و نشانه هاى قاصدان كویت آشكار و نمایان است و قلبهاى عارفان از تو ترسان است و صداهاى خوانندگان بطرف تو صاعد و درهاى اجابت برویشان باز است و دعاى آنكس كه با تو راز گوید مستجاب است و توبه آنكس كه به درگاه تو بازگردد پذیرفته است و اشك دیده آنكس كه از خوف تو گرید مورد رحم و مهر است و فریادرسى تو براى كسى كه به تو استغاثه كند آماده است و كمك كاریت براى آنكس كه از تو كمك خواهد رایگان است دل من تنها بود وقتی تو به من خندیدی و گفتی نعلینت را در اور که تو به وادی مقدس پانهادی... اونجا بود که برای بیشمارمین بار فهمیدم تو همراه منی و هنوز نفسهایت نفسهایم میشود و نور تو چراغ راهم... الهی یاری رسانم توی چنان یاریم کن که تنها تو را بینم و تنها تورا جویم... الهی مرا در کارهایم یاری کن که تنها به قرب تو و تنها به رضایی تو باشد الهی هر چه دارم هیج ندارم و چون تو را دارم... الهی نفسهایم را برای خشنودی و رضایت خود به کار انداز که در هر نفسم بی نهایت نعمت است و جان ضعیف در مانده از شکر... الهی تو پاکی و پاک و منم هیران و پریشان در این وادی حیرت... توان پاک بودن را بما عطا کن ان شيئا هذا اخره لحقيق ان يزهد في اوله و ان شيئا هذا اوله لحقيق ان يخاف من اخره امام کاظم(ع)در کنار قبري اينگونه فرمود: چيزي که پايانش اين است سزاست که از همان اغاز دل از ان برکند و چيزي که اغازش اين است سزاست که از پايانش ترسيد . وسائل الشيعه ج16 ص 15 به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد الهم عجل لولیک الفرج نیازا من در خودم گمگشته ام و در این اشفتگی سر گشته چگونه تو رانجویم که تو چراغ راهی و نور پاک... نیازا... تمام پاکی از ان توست و من ناپاک نیازمند تو... پاکم کن چی نوشتی بر دل من که دلم بی قرار بود لحظه ی که با تو نبودم هر نفس کار زار بود چی نوشتی بر دل من که دلم چر کشیده بجای از دوتچشمام همش خونهجگر چکیده اون که ارزونی تو بوده همیشه خواب شو میدیم اون که به دلم رسیده همیشه نازشو میکشیدم چی نوشتی بر دل من که الف قامت تو بوده همش به دلم گفتم رنگ تو سیاه نبوده الهی جان ضعیفم به چه عرضد که هر چه دارم از ان توست و توی یاری دهنده ی این بی چیز در تمام لحظه ها چگونه روی به غیر تو ارم که همیشه شرمگین و شرمسارم. الهی هر چه غیر تو گویم هیچو هر چه غیر تو جویم پوچ است چگونه در زبانم جاری میشوی که کلامم رنگ پذیرو عطر پذیر میشود. الهی توانم بده که بندگی کنم چنان که در خور وشایسته ی تو باشد... چگونه روی سیاهم را به سوی تو بالا کنم و دست کوتاهم را به سوی تو راز در حالی که بر من بخشندو به نیاز دستانم اگاهی... الهی دلم پر از ارزو های محال است... و فکرم پر از خیال توهی ... وجانم در طلب.... جاناارزوی های محال رو با عشق خود جایگزین کن... خیال توهی ایم را با کمک به دیگران رنگی و جانم را اکنده از خود کن که جز تو بر من ناچیز پناهی نیست... الله خدايا! تويي سزاوار ستايش هاي نيكو، و بسيار و بيشمار تورا ستودن اگر تو را آرزو كنند، پس بهترين آرزويي و اگر به تو اميد بندند بهترين اميدي. خدایا اين بنده ي توست كه تو را يگانه مي خواند، توحيد و يگانگي تو را سزاست و جز تو كسي را سزاوار اين ستايش ها نمي داند. خدايا! مرا به درگاه تو نيازي است كه جز فضل تو جبران نكند و آن نيازمندي را جز عطا و بخشش تو به توانگري مل نگرداند، پس در اين مقام، رضاي خود را به ما عطا فرما و دست نياز ما را از دامن غیرخودكوتاه گردان که تو ر همه چیز توانایی فرازي از نيايش هاي اميرالمومنين(نهج البلاغه) بزرگی میفرماید: با تشکر از دوست خوبم اقا رضا. ایت الله جوادی املی می زنم خود را به دریای کرم افرین بر خدایی که پروردگار جهانیان است... خدایا به وسیله ی تو شناختم تو را (واگر تو نبودی من ندانستم تو کیستی)سپاس خدایی را که غیر او امید ندارم و اگر امیدی به غیر از او داشتم ناامیدم می کرد. درهای دعا به استانت برای فریاد کنان باز است واینکه هر که به درگاهت کوچ کند راهش نزدیک است ومن اهنگ به درگاهت کردم . (ای مولای هر وقت گناهم را ببینم هراسانم و چون بنگرم کرمت را طمع ورزم پس اگر بگذری بهترین مهربانی واگر عذابم کنی ستم نکردی . و ای بهترین پوشندگان وستاران ما ندانیم به چه شکر گزاریم.) شاید که مرا دیدی سبک شمارم حقت را پس دورم کردی . منم صاحب ماجرای بزرگ. منم که مهلتم دادی و به خود نیامدم . خداوندا یاریم کن بر زاری بر خودم چرا گریه نکنم اگر با این حالت به گور بروم وندانم که چه سرانجامی است . تو مرکز ارزوهایم هستی . اعتراف به گناهانم را وسیله ی عذرم قرار می دهم .اقایم چه کسی به من رحم می کند .(وچه کسی رادارم که به من رحم کند.) خداوندا تو هر چه خواهی انجام دهی ولی کسی نتواند هر چه خواهد کند غیر از تو . واگر داخل جهنمم کنی هر اینه به همه ی دوزخیان اعلام میدارم که دوستت دارم ...... وبه پایان رسان کارم را به خوبی و خیر. خدایا من از تو می خواهم ایمانی که اجل ومرگ ندارد . تو در قرانت نازل کردی ما بگذریم از انکه بر ما ستم کرده است حال ما به خود ستم کرده ایم ازما بگذر . و خشنودم کن به همان زندگی که قسمت من کردی ای مهربانترین مهربانان... بزرگی و اهل دلی میگفت : خودت را رها کن تا تو را بگیرن ، خودت را نگیر که رهایت میکنند زني بود با لباسهاي کهنه و مندرس، و نگاهي مغموم وارد خواروبار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست خواروبار به او بدهد به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند جان لانک هاوس، با بي اعتنايي، محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون کند زن نيازمند، در حالي که اصرار ميکرد گفت آقا شما را به خدا به محض اين که بتوانم جان گفت نسيه نمي دهد. پول تان را مي آورم مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به مغازه دار گفت ببين خانم چه مي خواهد، خريد اين خانم با من خواربار فروش با اکراه گفت: لازم نيست، خودم ميدهم. ليست خريدت کو؟ لوئيز گفت: اينجاست " ليست را بگذار روي ترازو. به اندازه وزنش، هر چه خواستي ببر" لوئيز با خجالت يک لحظه مکث کرد، از کيفش تکه کاغذي در آورد، و چيزي رويش نوشت و آن را روي کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند کفه ي ترازو پايين رفت خواروبار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ي ترازو کرد. کفه ي ترازو برابر نشد، آن قدر چيز گذاشت تا کفه ها برابر شدند در اين وقت خواروبار فروش با تعجب و دل خوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته شده است کاغذ، ليست خريد نبود، دعاي زن بود که نوشته بود: اي خداي عزيزم، تو از نياز من با خبري، خودت آن را بر آورده کن مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئيز داد و همان جا ساکت و متحير خشکش زد لوئيز خداحافظي کرد و رفت … فقط اوست که ميداند وزن دعاي پاک و خالص چه قدر است با تشکر از عزیزمهربونم همراه قدیمیم...فانوس جونم رسید مژده به ایام غم نخواهد ماند دنیا چنین نبودو چنان نیز نخواهد ماند بیاای سپیده ی صادق بیا ای طلوع سحر که میچکد ز دو دیده ام خون جگر شخصي خدمت اميرالمومنين عرض کرد :چهار مسئله دارم ، فرمود بپرس:اگر چه چهل مسئله باشد .گفت واجب کدام است و واجب تر کدام است؟نزديک چيست و نزديک تر چيست ؟ شگفت چيست و شگفت تر کدام است ؟فرمود :واجب اطاعت خداست و واجب تر ترک گناه است نزديک قيامت است و نزديک تر مرگ ،عجيب دنيا است و عجيب تر علاقه به ان است، مشکل قبر است و مشکل تر بي توشه رفت در دو کعبه جلوه کردی یا علی کعبه ی دل کعبه ی گل منجلی .......................................... الهم جعلنابه متمسکین به ولایتک یا امیرالمومنین. ناد علیا مظهر العجایب تجدو عونا لک فل نوائب کل هم و غم سینجلی به عظمتک یا الله بنوتک یا محمد رسول الله بولایتک علی علی علی... ای که گفتی "فمن یموت یرنی" جان فدای کلام دلجویت یا علی تولد مولا امیر المومنین رو به همه ی اهل دلان تبریک میگم... التماس دعا یا علی
خدایا! هدایتم کن! که ظلم نکنم، زیرا میدانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.
خدایا! نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.
خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت، خیانت ظالمانهای است.
خدایا! ارشادم کن که بیانصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.
خدایا! راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم، که بیاحترامی به یک انسان، همانا کفر خدای بزرگ است.
خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده، تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.
خدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوهگرساز، تا فریب زرق و برق عالم خاکی، مرا از یاد تو دور نکند.
خدایا! من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفانها هستم، به من دیدهای عبرتبین ده، تا ناجیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و به درستی تسبیح کنم.
خدایا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند میدهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهی.
خدایا! میخواهم فقیری بینیاز باشم، که جاذبههای مادی زندگی، مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.
خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم.
خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد میسوزد، قلبم میجوشد، احساسم شعله میکشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه میزند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.
خسته ام، پیر شدهام، دلشکستهام، ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس میکنم که این دنیا دیگر جای من نیست، با همه وداع میکنم، و میخواهم فقط با خدای خود تنها باشم.
خدایا! به سوی تو میآیم، از عالم و عالمیان میگریزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.
الامام موسي ابن جفر الکاظم(عليهم السلام) قال و کان عند قبر:
هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده.
کسی که تو را دوست داشته باشد ، نیازی به این کار ندارد
و کسی که تو را دوست ندارد، آن را باور نخواهد کرد . .
گندم مادامي كه در انبار است قيمت ارزاني دارد ، وقتي كه زير سنگ آسياب قرار گرفت و فشار ديد و آرد شد قيمتش بيشتر مي شود . وقتي به تنور رفت و به نان تبديل شد قيمت آن از قبل گرانتر و غذاي آدم مي شود . همين فشار باعث كمال گندم است . ما اگر خود را با گناه مسموم نكنيم و در مسير خدا باشيم هيچ مشكلي پيش نمي آيد . اگر هم آسيبي ديديم اين براي پخته شدن و امتحان ماست..
بگذرد تا موج رحمت از سرم
من نخواهم جلوه قهاریت
من ندارم کار با جباریت
انس من با فضل و با احسان توست
کار من با رحمت و غفران توست
از گناهان گرچه پر بارم آمده ام
در پناه تو چون ستار آمده ام
خود ز رحمت سایه افکن بر سرم
تا شود پر نور جان و پیکرم
نا امیدی را در این جا نیست راه
هست این چا مرکز عفو گناه
کن رها از نار این محکوم را
این کنیز چهارده معصوم را
معکوس نوشته است نام دو علي
يک لام دوعين با دو ياي معکوس
از حاجب و عين وانف با خط جلي
کاش روزی هزار مرتبه من مردمی تا بدیدمی رویت یا علی
| Design By : Night Skin |

